چه عواملی باعث می شود افراد مرتکب قتل بشوند؟/ مصرف مواد مخدر،مشروبات الکلی و مسادل ناموسی در صدر دلایل

به گزارش مگ دید روزنامه اعتماد نوشت:پیش از اینکه به قتل به عنوان یک جرم نگاه شود، بهتر است به عنوان یک آسیب اجتماعی نگاه شود، چون بستر وقوع اکثر قتلها به جامعه و اجتماع برمیگردد.
برخی عوامل در وقوع قتل تاثیرگذار هستند از جمله عوامل محیطی، فرهنگی، اجتماعی و بعضا تعصبات اعتقادی. این موارد در افزایش ارتکاب قتل تاثیر مستقیم دارد.
اصطلاحی به نام قتلهای مواجههای وجود دارد؛ یعنی قتلی که از قبل برای آن برنامهریزی نشده و بهتبع یک درگیری قتل به وجود میآید. در واقع هم بزهدیده و هم مرتکب به قتل در یک شرایط خاصی قرار میگیرند و نهایتا قتل واقع میشود.
بسیاری از نظامهای حقوقی بین قتل عمد و قتل مواجههای اختلاف قائل میشوند. یعنی اگر یک نفر با هر آلت کشنده منجر به قتل کسی میشود را قتل نمیدانند. به نحوی که گفته میشود قتلی که با برنامهریزی و نقشه قبلی و به قصد کشتن یک نفر برای مقاصد خاص رخ میدهد، قتل عمد است، اما معمولا قتلی که در پی یک نزاع، فحاشی، اختلاف مالی رخ میدهد را ذیل قتلهای مواجههای میدانند.
با این حال سال 1392 قانونگذار به این مورد توجه کرد و در حال حاضر بند «ب» ماده 290 قانون مجازات اسلامی دقیقا به قتلهای مواجههای اشاره کرده است. قانونگذار ذیل بند «ب» با رفتار نوعا کشنده کار دارد.
در بررسی اکثر پروندههای قتل کیفرخواستی که از سوی دادستان صادر میشود با استناد به همین بند «ب» ماده 290 قانون مجازات است. بند «الف» این ماده نیز به صورت مطلق در مورد قتل عمدی صحبت کرده است، اما بند «ب» اشاره میکند که فرد قصد قتل ندارد، ولی شرایطی به وجود میآید که فرد رفتاری نوعا کشنده با آلت کشنده انجام میدهد و منجر به قتل میشود.
با این مقدمه میتوان به افزایش نزاع و ارتباط آن به قتل اشاره کرد. حدود 10 سال پیش پژوهشی در مورد مقدمه و علت شروع بسیاری از قتلها انجام میشود.
سه عامل مختلف در این پژوهش معرفی میشود: مصرف مواد مخدر، مصرف مشروبات الکلی و مسائل ناموسی . در حال حاضر هم بعد از 10 سال از این پژوهش این سه عامل از عمده عواملی است که روی ارتکاب قتل تاثیرگذار هستند. با این حال عوامل دیگری هم وجود دارد، بدان معنا که مقدمه ارتکاب این نوع قتلها صرفا به این سه عاملی که اشاره شد، برنمیگردد.
در حال حاضر در برخی پروندهها به خاطر یک بوق زدن، یک اعتراض و یک فحاشی یکی از طرفین مرتکب قتل شده است. یعنی سطح این عوامل پایینتر آمده است. حتی در طلاق؛ در بعضی از پروندههای خانواده در جریان فرآیند رسیدگی یکی از افراد مرتکب قتل میشود؛ مدتی پیش در یکی از استانهای غربی کشور مردی، همسر، پدرزن و مادرزن خود را به خاطر اختلافاتی که در پرونده وجود داشته، کشته بود.
این اختلافات شامل اختلافات مالی، خانوادگی و ملکی نیز میشود؛ این عوامل جزو محرکها هستند. این محرکها نهایتا یک تکانههای عصبی در فرد ایجاد میکند که آن لحظه فرد قدرت کنترل خود را از دست میدهد. این عوامل به عنوان محرکهای محیطی، فیزیکی و بیرونی محسوب میشوند. تمامی این عوامل نیز به عدم مهارت زندگی فردی و اجتماعی برمیگردد. بنابراین سطح تابآوری افراد باید بالا برود و فرد بتواند خشم خود را کنترل کند.
یکی دیگر از علل این قتلها آگاهی نداشتن به عواقب جرم است. بهطور مثال در برخی پروندهها مرتکب اصلا نمیداند عواقب کاری که انجام میدهد، چیست! چون مرتکب درکی از جرم و مجازات ندارد. بنابراین بسیاری از افراد اصلا درکی از عواقب جرم قتل ندارند. سیستم آموزشی نیز در این زمینهها آموزشی به افراد نداده است. عوامل فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی نیز تاثیرگذار هستند.
بهطور مثال یکی از دلایل ارتکاب قتل ناکامیها و آرزوهای دست نیافته جوانان است که محرکهایی مثل مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی تکانههای عصبی را فعال میکنند و فرد امکان دارد در این شرایط مرتکب قتل شود. بنابراین یک رابطه مستقیم بین افزایش نزاعها و نهایتا ارتکاب قتل وجود دارد.
23302