«روابط پاراسوشیال»؛ رسانهها چگونه روابط یکطرفه را عادی کردند؟

الهه جعفرزاده: انتخاب واژه «پاراسوشیال» بهعنوان کلمه سال ۲۰۲۵ از سوی فرهنگنامه کمبریج، تنها یک انتخاب زبانی نیست؛ بلکه نشانهای از تغییری عمیق در تجربه روابط انسانی در جهان امروز است.
محمدمهدی سیدناصری، حقوقدان و پژوهشگر حقوق بینالملل کودکان، در گفتوگو با مگ دید این انتخاب را حامل یک هشدار میداند؛ هشداری درباره آیندهای که در آن روابط انسانی ظاهراً فراواناند اما معنا در آنها کمیاب شده است.
او در تعریف این پدیده میگوید: «پاراسوشیال به رابطهای گفته میشود که در آن یک طرف، عاطفه، توجه، وفاداری و حتی احساس تعلق عمیق را تجربه میکند، در حالی که طرف مقابل یا از وجود او بیخبر است یا اساساً امکان پاسخگویی واقعی ندارد.»
مشروح گفتوگو را در این لینک بخوانید.

از تحسین تا تملک عاطفی
سیدناصری با اشاره به واکنشهای شدید هواداران نسبت به زندگی شخصی چهرههای مشهور، این وضعیت را نشانهای از عمقیافتن روابط پاراسوشیال میداند. او میگوید: «در این وضعیت مرز میان «منِ واقعی» و «دیگریِ رسانهای» کمرنگ میشود و مخاطب احساس میکند حق دانستن، اظهارنظر و حتی مطالبهگری دارد؛ احساسی که در ظاهر به زبان عشق و وفاداری بیان میشود، اما در عمق خود نشاندهنده جابهجایی خطرناک میان رابطه انسانی واقعی و رابطه مبتنی بر تصویر و روایت است.»
چرا این روابط فراگیر شدهاند؟
از نظر این پژوهشگر، گسترش این روابط تنها ریشه روانشناختی ندارد، بلکه محصول شرایط اجتماعی و اقتصادی است. او میگوید: «برای فهم گسترش روابط پاراسوشیال، باید فراتر از روانشناسی فردی رفت و به بستر اجتماعی و سیاسی توجه کرد. این روابط در جهانی شکوفا شدهاند که در آن روابط انسانی واقعی پرهزینه، فرساینده و گاه ناامن شدهاند. جذابیت این روابط در «کنترل کامل» و نبود خطر طردشدن است.
سیدناصری نقش رسانهها را در رواج این مسئله تعیینکننده میداند: «بازنمایی مداوم زندگی شخصی چهرههای مشهور، نمایش احساسات، آسیبپذیریها و جزئیات روزمره، این توهم را ایجاد میکند که مخاطب در جریان زندگی واقعی آنهاست.»

پاراسوشیال در ایران، یک پناهگاه عاطفی
سیدناصری وضعیت ایران را متفاوت توصیف میکند: «در ایران معاصر، روابط پاراسوشیال صرفاً پیامد گسترش رسانههای نوین نیست، بلکه بهتدریج به پاسخی اجتماعی به فشار، ناامنی و انسداد مزمن بدل شده است. این روابط نوعی سازگاری روانی با شرایطی است که در آن روابط انسانی واقعی دشوار و پرهزینه شدهاند؛ وقتی بخش عمده انرژی روانی افراد صرف بقا و مدیریت اضطراب معیشتی میشود، روابط عمیق انسانی به امری پرهزینه و فرساینده تبدیل میشوند و در چنین وضعیتی، رابطه پاراسوشیال بدون نیاز به سرمایهگذاری عاطفی متقابل، احساس تعلق و همدلی را شبیهسازی میکند.»
او هشدار میدهد که این روند در بلندمدت به «تضعیف مهارتهای ارتباطی، کاهش تحمل تفاوت و گریز از روابط واقعی» منجر میشود. اگر این روند بدون نقد و آگاهی ادامه یابد، خطر از دست رفتن توان برقراری روابط واقعی، پرچالش و معنادار جدی خواهد بود؛ جهانی که در آن تنهایی نه با انسان، بلکه با تصویر، صدا و شبیهسازی پر میشود.»
۴۷۲۳۲



