آیا هوش انسان واقعاً عمومی است؟ اختلاف نظر دو چهره بزرگ هوش مصنوعی
اختلافنظر علنی میان دو چهره برجسته حوزه هوش مصنوعی، یان لی کان و دمیس هسابیس، بار دیگر بحث قدیمی درباره معنای «هوش عمومی» و امکان اطلاق آن به هوش انسانی را به صدر توجه محافل علمی بازگرداند.
به گزارش سرویس هوش مصنوعی مگ دید، این جدال فکری، پس از آن شکل گرفت که یان لی کان، پژوهشگر شناختهشده هوش مصنوعی در یک پادکست عمومی، مفهوم «هوش عمومی» را در معنای هوشی همسطح انسان، مفهومی نادرست و گمراهکننده توصیف کرد. او گفت که استفاده رایج از این اصطلاح برای اشاره به هوش انسانی، یک خطای مفهومی است و تصویری اغراقآمیز از تواناییهای شناختی انسان ارائه میدهد.
یان لی کان در توضیح دیدگاه خود تأکید کرد که هوش انسانی ذاتاً «بسیار تخصصی» است و مسیر تکامل، آن را برای تعامل کارآمد با دنیای فیزیکی و روابط اجتماعی شکل داده است. به گفته او، انسانها اگرچه در هدایت محیطهای واقعی و تعامل با دیگر انسانها عملکرد خوبی دارند، اما در بسیاری از وظایف ساختاریافته و رسمی، مانند شطرنج، ضعیف عمل میکنند و حتی در برخی حوزهها، از حیوانات دیگر نیز عقبتر هستند. یان لی کان، این شواهد را نشانهای از تخصصی بودن شدید هوش انسان دانست.
او در این زمینه توضیح داد که انسانها تصور میکنند موجوداتی با هوش عمومی هستند، اما این برداشت بیشتر یک توهم است، چرا که انسانها تنها مسائلی را «عمومی» میپندارند که اساساً توانایی اندیشیدن به آنها را دارند. به باور یان لی کان، محدودیتهای شناختی انسان باعث میشود که دامنه واقعی قابلیتهای ذهن بشر بسیار باریکتر از آن چیزی باشد که معمولاً تصور میشود.
در مقابل، دمیس هسابیس، مدیرعامل و پژوهشگر ارشد حوزه هوش مصنوعی به این اظهارات واکنش نشان داد و در یک پست در شبکه X گفت که یان لی کان میان دو مفهوم متفاوت، یعنی «هوش عمومی» (General Intelligence) و «هوش فراگیر» (Universal Intelligence)، خلط معنا کرده است. هسابیس در پستی در شبکه اجتماعی X نوشت که مغز انسان یکی از پیچیدهترین پدیدههایی است که بشر تاکنون شناخته است و از نظر کارکردی، ساختاری به شدت عمومی دارد.
او با اشاره به محدودیتهای نظری مانند قضیه «ناهار رایگان وجود ندارد»، استدلال کرد که یک سامانه عمومی، حتی با وجود این محدودیتها میتواند در اصل هر تابع محاسبهپذیری را بیاموزد. هسابیس بیان کرد که از منظر نظری ماشین تورینگ، معماری چنین سامانهای در صورت دسترسی به زمان و حافظه کافی، قادر به یادگیری هر چیز قابل محاسبهای است و مغز انسان و مدلهای پایه هوش مصنوعی را میتوان نمونههایی از «ماشینهای تورینگ تقریبی» دانست.
همچنین هاسابیس این دیدگاه را رد کرد که ضعف انسان در حوزههای محدود و تخصصی، نشانهای از نبود هوش عمومی باشد. او با اشاره به شطرنج، تأکید کرد که خود ابداع این بازی توسط انسان و رسیدن به سطوح بسیار بالای بازی، نشاندهنده نوعی توانایی عمومی در یادگیری و انتزاع است.
با ادامه این واکنشها، یان لی کان بار دیگر توضیح داد که اختلاف اصلی، بیش از آنکه ماهوی باشد، به استفاده از واژگان بازمیگردد. او عنوان کرد که مخالفت او متوجه بهکارگیری واژه «عمومی» برای توصیف «سطح انسانی» است، چرا که به باور او، انسانها از نظر کارکردی، به شدت تخصصی طراحی شدهاند.
یان لی کان در ادامه، معیار مهمتری را برای سنجش هوش مطرح کرد و گفت که هوش نباید فقط بر اساس توانایی نظری قضاوت شود، بلکه کارایی در شرایط منابع محدود نیز اهمیت دارد. او تأکید کرد که مغز انسان، در بسیاری از مسائل محاسباتی با محدودیتهای شدید زمان و حافظه مواجه است و در عمل، عملکردی بسیار ناکارآمد دارد.
او برای روشنتر شدن استدلال خود، به مثالی از یادگیری عمیق اشاره و عنوان کرد: «همانگونه که یک شبکه عصبی ساده در تئوری میتواند هر تابعی را تقریب بزند، اما در عمل برای اغلب مسائل واقعی غیرقابل استفاده است، مغز انسان نیز با محدودیتهای مشابهی روبهرو است.» به گفته یان لی کان، تعداد توابعی که مغز انسان میتواند نمایش دهد، در مقایسه با کل فضای توابع ممکن، بسیار ناچیز است.
در پایان، یان لی کان نتیجه گرفت که انسانها تخصصی بودن خود را با عمومی بودن اشتباه میگیرند، چرا که بیشتر قابلیتهای ممکن اساساً برای ذهن بشر غیرقابل درک هستند. او برای جمعبندی دیدگاه خود، نقلقولی از آلبرت اینشتین را یادآوری کرد و گفت که شگفتانگیزترین ویژگی جهان این است که جهان، اساساً قابل درک به نظر میرسد.