بحران مالی OpenAI صنعت هوش مصنوعی را وارد مرحلهای نگرانکننده کرد
بحران مالی OpenAI وابستگی کاربران و شرکتها به خدمات AI را حیاتیتر کرده است و شکست این مدل مالی میتواند پیامدهای جهانی بههمراه داشته باشد.
به گزارش سرویس هوش مصنوعی مگ دید، درحالیکه هوش مصنوعی به موضوع اصلی دنیای فناوری تبدیل شده و غولهایی مانند مایکروسافت میلیاردها دلار در آن سرمایهگذاری کردهاند، گزارشهای مالی جدید تصویری نگرانکننده از پایداری اقتصادی این صنعت ترسیم میکنند. تحلیلهای اخیر نشان میدهند که OpenAI، خالق ChatGPT، ماشینی زیانده است که مدل کسبوکار آن بیشتر به قمار پرخطر شباهت دارد تا سرمایهگذاری پایدار.
هسته اصلی این بحران نبود توازن مناسب بین هزینهها و درآمدهای OpenAI است. این شرکت برای تأمین نیازهای پردازشی خود در آینده، تعهدی خیرهکننده به مبلغ ۱/۴ تریلیون دلار داده است. درمقابل، درآمد پیشبینیشده آن برای امسال فقط ۲۰ میلیارد دلار است؛ رقمی که فقط ۱/۴۳ درصد از تعهدات مالی بلندمدت آن را پوشش میدهد.
این شکاف عظیم نشان میدهد که رشد OpenAI نه براساس درآمد واقعی، بلکه برپایه بدهیهای سنگین تأمین مالی میشود. فایننشال تایمز گزارش میدهد که شرکای OpenAI مانند سافتبنک و اوراکل، تنها در سال ۲۰۲۵ مبلغ ۹۶ میلیارد دلار بدهی را برای ساخت زیرساختهای مورد نیاز این شرکت متحمل شدهاند و OpenAI به پرداخت این تعهدات موظف است؛ حتی اگر تقاضای پیشبینیشده برای خدماتش محقق نشود.

تحلیلگران بانک HSBC پیشبینی میکنند که این وضعیت در آینده نزدیک بهبود نخواهد یافت. براساس مدلسازی آنها، حتی اگر OpenAI تا سال ۲۰۳۰ به درآمدی معادل ۲۰۰ میلیارد دلار دست یابد، برای بقا همچنان به تزریق بودجهای بالغبر ۲۰۷ میلیارد دلار دیگر نیاز خواهد داشت.
دلیل این امر ساده است: با رشد OpenAI، هزینههای آن نیز بهصورت تصاعدی افزایش مییابد. مدلهای پیشرفتهای مانند Sora 2 و GPT-5 روزانه میلیونها دلار هزینه برای اجرا دارند. استراتژی فعلی شرکت عرضه خدمات با قیمت تمامشده یا حتی کمتر از آن است تا با ایجاد وابستگی در کاربران، رفتار آنها را تغییر دهد. این مدل را پیشازاین اسپاتیفای اجرا کرد؛ اما OpenAI این بار آن را در مقیاسی بسیار بزرگتر و بالقوه مخربتر در پیش گرفته است.

برخلاف شرکتهایی مانند اسپاتیفای، فروپاشی احتمالی اکوسیستم مالی هوش مصنوعی میتواند تأثیری مشابه «حباب داتکام» یا بحران اعتباری سال ۲۰۰۸ بر بازارهای جهانی بهجای بگذارد. با توجه به حجم عظیم سرمایهگذاری و بدهی در این صنعت، ناتوانی شرکتها در پرداخت بدهیهایشان میتواند موجی از بیثباتی را به راه بیندازد که بازیگران بزرگی مانند انویدیا و مایکروسافت را نیز درگیر خواهد کرد.
این اکوسیستم شکننده با محدودیتهای فیزیکی نیز روبهروست. بحران قیمت تراشههای حافظه (DRAM) و کمبود انرژی و مصرف زیاد آب، هزینهها را افزایش میدهند و به پایداری این مدل شبهه وارد میکنند.

ویندوزسنترال مینویسد که شرکتهای بزرگ فناوری برای تضمین موفقیت این مدل مالی، درحال تحمیل هوش مصنوعی به کاربران هستند. ادغام اجباری چتباتها در واتساپ و اینستاگرام و افزودن دکمههای کوپایلت به ویندوز و تلاش گوگل برای مدیریت ایمیلهای کاربران، همگی با هدف تغییر عادات و ایجاد وابستگی طراحی شدهاند؛ زیرا اگر کاربران از این فناوری استفاده نکنند و اشتراک نخرند و روی تبلیغات آن کلیک نکنند، کل این ساختار بدهی فرو خواهد پاشید.
فناوری مدلهای زبان بزرگ بیشک باقی خواهد ماند؛ اما مدل اقتصادی فعلی آن بسیار ناپایدار است. موفقیت بلندمدت OpenAI و شرکتهای مشابه، نهتنها به پیشرفت الگوریتمها، بلکه به وقوع انقلابی در فناوری انرژی و محاسبات برای کاهش شدید هزینهها بستگی دارد. سؤال اصلی این است: آیا OpenAI میتواند قبلاز ترکیدن این حباب بدهی عظیم، راهی بهسوی سودآوری واقعی پیدا کند؟ پاسخ به این پرسش آینده بخش بزرگی از اقتصاد دیجیتال را مشخص خواهد کرد.